جو و گندم

لغت نامه دهخدا

جو و گندم. [ ج َ / ج ُ وُ گ َ دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از سپید و سیاه:
خم شد قدت و بسجده ای خم نشدی
از هم پاشیدی و فراهم نشدی
رفتی از کار و گشت بیکاری بیش
ریشت جو و گندم شد و آدم نشدی.اشرف ( از آنندراج ).رجوع به جوگندم و جوگندمی شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از سپید و سیاه

جمله سازی با جو و گندم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنین دارای زمین کشت دیم است که می‌توان در حدود ۱۰۰ من جو و گندم

💡 کشاورزی:عمده تولیدات کشاورزی در کمیش دپه جو و گندم و تا حدودی نیز پنبه می‌باشد. به علت عدم وجود آب کشاورزی، زراعت پیشرفت چندانی نداشته‌است.

💡 در حدود ۲۰ من زمین زیر کشت دیم دارد که در زمان قدیم در آن جو و گندم می‌کاشته‌اند...

💡 نمایم جو و گندم آرم به جای نه چون جو‌فروشانِ گندم‌نمای

💡 در گری همبرو انبارهایی متعددی وجود دارد که در سنگ حفر شده‌است ومردم در زمان قدیم جو و گندم در آنها به انبار می‌کردند.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز