بازاره

لغت نامه دهخدا

بازاره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) آنکه در بازار نشیند و خرید و فروخت کند. بازارگان جمع و بازرگان مخفف این و اطلاق آن بر شخص واحد از عالم مژگان و دندان که جمع مژه و دندانست و بمعنی مُفرد مستعمل میشود پس بازرگان بضم زا چنانکه عوام کالانعام خوانند محض غلط باشد و صحیح بفتح. به هر تقدیر بمعنی سوداگر مجاز است و همین شهرت دارد. ( آنندراج ). آنکه دربازار خرید و فروش میکند. سوداگر. ( ناظم الاطباء ).
بازاره. [ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مانه بخش مانه شهرستان بجنورد که در 7 هزارگزی شمال باختری مانه و یک هزارگزی جنوب راه مالروعمومی محمدآباد به دشتک در جلگه واقع است. هوایش گرم و 305 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه اترک و محصولش غلات، کنجد، بنشن و شغل مردمش زراعت و مالداری و راهش مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

جمله سازی با بازاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازاره قارناس، روستایی در دهستان اترک بخش مرکزی شهرستان مانه در استان خراسان شمالی ایران است. این روستا، مرکز دهستان اترک است.

💡 دهستان اترک، یکی از دهستان‌های بخش مرکزی شهرستان مانه در استان خراسان شمالی ایران است. مرکز این دهستان، روستای بازاره قارناس است.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز