حافظ یاری

لغت نامه دهخدا

حافظ یاری. [ ف ِ ] ( اِخ ) مردی بغایت خوش طبع و خوش صحبت و شیرین کلام بوده و بیشتر اوقات تلاوت قرآن میکرد و علم قرائت را خوب میدانست و ازجمله مصاحبان میر علی شیر نوائی بود و همیشه همای همت بر نصیحت و پند مردم میگماشت. این مطلع در انصاف از اوست:
گرم بر سر هزار آید بلا شایسته آنم
که هستم بدترین خلق و خود را نیک میدانم.
و در مدرسه اخلاصیه جامه نهاد و مزارش بسر کوچه صفا اتفاق افتاده. ( ترجمه مجالس النفائس ص 39 و 212 ).

فرهنگ فارسی

مردی بغایت خوش طبع و خوش صحبت و شیرین کلام بود و بیشتر اوقات قر آن تلاوت میکرد

جمله سازی با حافظ یاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سراسر این دیوان، گفته‌ها، پندارها و شخصیت و نام حافظ به کرات مشاهده می‌شود؛ نویسنده بارها در کتاب خود را مرید و تأثیر پذیرفته از حافظ می‌داند گویی، وی برای سرودن بیشتر شعرهای دیوان از حافظ یاری جسته‌است. در این دیوان واژگان فارسی و عربی بسیاری نظیر بلبل، ساقی، درویش، حوری، الله، مشک، میرزا، مفتی، وزیر، ترک و غیره یافت می‌شود که به همان وجه به کار رفته‌اند.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز