لغت نامه دهخدا
بی عنایات. [ ع ِ ] ( ص مرکب ) بدون عنایات. بدون توجهات. بدون الطاف:
اینهمه گفتیم لیک اندر بسیچ
بی عنایات خدا هیچیم هیچ.( مثنوی چ میرزا محمود ص 49 ).
بی عنایات. [ ع ِ ] ( ص مرکب ) بدون عنایات. بدون توجهات. بدون الطاف:
اینهمه گفتیم لیک اندر بسیچ
بی عنایات خدا هیچیم هیچ.( مثنوی چ میرزا محمود ص 49 ).
جمع بی عنایت. بدون عنایات. بدون توجهات. بدون الطاف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی عنایات حق و خاصان حق گر ملک باشد سیاهستش ورق
💡 بی عنایات خدا این دید کو جز به لطف او مرا امید کو
💡 این همه گفتیم لیکن در بسیج بی عنایات خدا هیچیم، هیچ