بوشی

لغت نامه دهخدا

بوشی. [ ب َ شی ی / بو شی ی ] ( ع ص ) مرد ناکس و فرومایه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بوشی. [ ب َ شی ی / بو شی ی ] ( ع ص ) درویش بسیارعیال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

درویش بسیار مال.

جمله سازی با بوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوشی پارک دارای امکانات ماهی‌گیری، اسب‌سواری، قایقرانی، مزارع، جنگل‌ها و همچنین مناطق حفاظت شده برای گله‌های گوزن زرد اروپایی و مرال می‌باشد.

💡 سایمن نو بوشی (به ژاپنی: 西面武士 さいめんのぶし)؛ در دوره کاماکورا، گروهی از خانواده‌های سامورایی بودند که به دایجو تننو (امپراتور بازنشسته) و به عنوان نگهبانان و خدمتکاران شخصی خدمت می‌کردند. نام سایمن (جهت غربی) از محل آن در کاخ امپراتوری گرفته شده است.

💡 در طول تاریخ هر چند در بار معنایی بوشی و سامورای تفاوت‌هایی دیده می‌شود اما در حال حاضر این دو هم‌معنی یکدیگر در نظر گرفته می‌شوند.

💡 در دوران شگون‌سالاری توکوگاوا یا ادوباکوفو دیگر رقیبی برای جنگ سالاران و طبقهٔ بوشی باقی نمانده بود.

💡 کولیر در دبیرستان شهرستان میل هیل در شمال لندن و مدرسه پورسل برای نوازندگان جوان در بوشی، هرتفوردشایر تحصیل کرد. او برای مدت کوتاهی پیانو جاز را در آکادمی سلطنتی آموخت.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز