لغت نامه دهخدا
ژوبین زن. [ زَ ] ( نف مرکب ) رجوع به ژوپین زن شود.
ژوبین زن. [ زَ ] ( نف مرکب ) رجوع به ژوپین زن شود.
💡 یک راه برای پیدا کردن بیژوبین، دنبال کردن دسته هفت اورنگ تا رسیدن به ژوبیندار و ادامه دادن این قوس به همان اندازه تا بیژوبین است.
💡 زوبین در قدیم ژوبین یا ژوپین هم تلفظ میشده و در شاهنامه فردوسی ژوبین آمدهاست. این واژه به عنوان نام هم به کار می رفته و نام پسر کیکاووس در شاهنامه ژوبین بودهاست.
💡 به گفته او، او با تواناییهای فراحسی مانند روشن بینی، «روشنگری» و «خوشبینی» به دنیا آمد. او ادعا کردهاست که یک بیگانه از ستاره ژوبیندار است. او همچنین ادعا کردهاست که تناسخ گورو هندی سای بابا شیردی است و زندگی سای بابا شیردی را به وضوح به یاد میآورد.
💡 سیاره مشتری گاه به همراه ژوبیندار و بیژوبین، مثلث درخشانی پدیدمیآورد و با حرکت مشتری در آسمان شب، شکل ظاهری این مثلث در طول ماه دائماً تغییر میکند. به هنگام تشکیل این مثلث، تا ۲۰ تیر ۱۳۹۷ مشتری به سمت ستاره بیژوبین حرکت میکرد و پس از این تاریخ، از یکدیگر فاصله گرفتند. بر اساس محاسبات ستارهشناسان چنین مثلثی تا سال ۲۰۳۰ میلادی در آسمان قابل مشاهده نخواهد بود.
💡 پایه گذاران این هسته، علاوه بر حمید و ژوبین، بیشتر همان جمعهای دوستی در انگلستان و از این رو بسیار محدود بودند.(برای مثال همسران حمید و ژوبین، یعنی میترا دانشی و آذر ماجدی و جمشید هادیان)
💡 در عمل، نامها تنها برای بسیار درخشانترین ستارگان (شباهنگ، ژوبین، وگا و غیره) و برای تعداد کمی از ستارههای کمی کمنورتر اما «جالب» (راسالغول، جدی، شگفتانگیز و غیره) استفاده میشود. برای دیگر ستارههایی که با چشم غیرمسلح دیده میشوند، اغلب نامگذاری بایر یا فلمستید ترجیح داده میشود.