اتش سری
لغت نامه دهخدا
( آتش سری ) آتش سری. [ ت َ س َ ] ( حامص مرکب ) غضب بسیار. خشم سخت. نابردباری:
مکن تیزمغزی و آتش سری
نه زینسان بود مهتر لشکری.فردوسی.بگودرز فرمود پس شهریار [ کیخسرو ]
که رفتی کمربسته کارزار
چو لشکر سوی مرز توران بری
مکن تیز دل را به آتش سری.فردوسی.
فرهنگ عمید
( آتش سری ) تندخویی، خشمناکی، نابردباری: مکن تیزمغزی و آتش سری / نه زاین سان بُوَد مهتر لشکری (فردوسی: ۷/۵۵۶ ).
فرهنگ فارسی
( آتش سری ) غضب بسیار نابردباری
جمله سازی با اتش سری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داوُس سیورث یک شخصیت داستانی در ترانه یخ و آتش سری از رمانهای فانتزی توسط نویسنده آمریکایی جرج آر. آر. مارتین است.