ویکی واژه
آتشرو
آنکه رویی سرخ چون آتش دارد، و به مجاز، دارنده رویی سرخ و سفید؛ زیبارو. اَلا ای تُرک آتشرو ساقی/ به آب باده عقل از من فرو شوی. «سعدی»
آتشرو
آنکه رویی سرخ چون آتش دارد، و به مجاز، دارنده رویی سرخ و سفید؛ زیبارو. اَلا ای تُرک آتشرو ساقی/ به آب باده عقل از من فرو شوی. «سعدی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خزینه سه قسمت دارد؛ در قسمت وسط دیگ مسی نصب شده و در زیر دیگ آتش روشن میشدهاست. دو حوض طرفین آن حاوی آب ولرم بودهاست.
💡 در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
💡 کنار چادرتان حتما آتش روشن کنید، پس حواستان باشد که چادری که با خود به جنکل میبریددر برابر آتش هم مقاومت داشته باشد.
💡 ز آتش رویت چو شمع چند بود ساخته آنکه بود مدح شاه وورد زبان ساخته
💡 اگر جنگل نوردی تان طولانی بود و شب ماندنی شدید،حتما آتش روشن کنید تا حیوانات به شما نزدیک نشوند و حتما آن را خاموش کنید.
💡 جان دید آن رخ آنگه دانست کز چه سوزد این نکته جز در آتش روشن نگشت برخس