روز سپید

لغت نامه دهخدا

روز سپید. [ زِ س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) روز سفید. کنایه از روز خوش. ( از آنندراج ).

جمله سازی با روز سپید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از امید سهراب شد ناامید برو تیره شد روی روز سپید

💡 چون زهره برآورد سر از بدر منیر یا شمس طلوع کرد از روز سپید

💡 دور از جناب شاه بر اعیان مملکت روز سپید بو سیه چون شبان تار

💡 گر یکی زان جمله ماندی ناامید شب شدی بر چشم او روز سپید

💡 بدین بار سوگند خوردم بدرد به روز سپید و شب لاجورد

💡 ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز