لغت نامه دهخدا
رقن. [ رَ ق َ ] ( ع اِ ) تخم مرغ مردارخوار. ( ناظم الاطباء ).بیضه مرغ مردارخوار. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
رقن. [ رَ ] ( ع مص ) ترقیم. نوشتن و این مصدر از میان رفته است و بجای آن امروزه ترقین بکار است. ( از اقرب الموارد ).
رقن. [ رَ ق َ ] ( ع اِ ) تخم مرغ مردارخوار. ( ناظم الاطباء ).بیضه مرغ مردارخوار. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
رقن. [ رَ ] ( ع مص ) ترقیم. نوشتن و این مصدر از میان رفته است و بجای آن امروزه ترقین بکار است. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ در رقن و زمی سرخوش ویتی سرمست راست پرسی طرب اندر طرب اندر طرب است
💡 جناب ابن عربى از يك سو در مطلع سوره يس را منادى مرخم مى داند و از سوى ديگر درطليعه سوره بقره مجموع سور مصدر به حروف مقطعه را 29 رقن مى داند، چنانكه براىسوره هايى كه مصدر به دو حرف از حروف مقطعه است به طس، يس، و حم (حواميم سبعه) و طه مثال ياد مى كند. بنابراين، جمع ميان دو بيان مزبورقابل تامل است؛ زيرا در ابتداى امر، ناهماهنگ به نظر مى رسد.