لغت نامه دهخدا
خوراک پز. [ خوَ / خ ُ پ َ] ( نف مرکب ) پزنده خوراک. آشپز. طباخ. || طباخی که طعامهای خارجیان پزد. ( یادداشت مؤلف ).
خوراک پز. [ خوَ / خ ُ پ َ] ( نف مرکب ) پزنده خوراک. آشپز. طباخ. || طباخی که طعامهای خارجیان پزد. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علت این آتشسوزی هنوز مشخص نیست ولی گفته میشود به دلیل اجاقهای دیزلی مورد استفاده در این اردوگاهها اغلب آتشسوزی رخ میدهد. دانا سلیمان، سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور آوارگان گفت: «ظاهراً آتشسوزی از یک اجاق خوراک پزی شروع شده اما این هنوز تأیید نشدهاست.»