تنصب

لغت نامه دهخدا

تنصب. [ ت َ ن َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) برپای خاستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بلند گردیدن غبار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بلند گردیدن غراب. ( از اقرب الموارد ). || ایستادن ماده خران گرداگرد نر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تنصب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استغفرالله ربى و اتوب اليه فى الوتر سبعين مرة تنصب يديك اليسرى، و تعدباليمنى الاستغفار

💡 استغفر الله ربى و اتوب اليه فى الوتر سبعين مرة تنصب يدك اليسرى و تعدباليمنى الاستغفار

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز