بحون

لغت نامه دهخدا

بحون. [ ب َ وَ ] ( ع ص، اِ ) ریگ توبرتو نشسته. || آنکه گام نزدیک نهد در شتافتن. || نوعی از خرما. || ( اِخ ) نام شخصی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بحون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا نسختی ز مهر گیا ثبت کرده‌اند یا سر خطی بحون دل ما نوشته‌اند

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز