لغت نامه دهخدا
باهرات. [ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ باهرة. رجوع به باهرة شود. || کشتی ها بدان جهت که آب را شق کنند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
باهرات. [ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ باهرة. رجوع به باهرة شود. || کشتی ها بدان جهت که آب را شق کنند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کم له السماء آیات نصّ باهرات کالشمس بل هی اجلی
💡 و از اين جهت، احكام آسمانى و آيات باهرات الهى و دستورات انبياى عظام و اولياى كرام،بر طبق نقشه فطرت و طريقه جبلت بنا نهاده شده، و تمام احكام الهى به طريق كلى بهدو قصد منقسم شود كه يكى، اصلى و استقلالى؛ و ديگر فرعى و تبعى است، و جميعدستورات الهيه به اين دو مقصد، يا بى واسطه، يا با واسطه كند.
💡 زيـرا مـوسـى (عـليـه السـلام ) اطـمـيـنـان داشت كه با در دست داشتن آن معجزات باهرات ودلائل قوى و سلطان مبين، و وعده هاى الهى، به پيشرفت خود در ميان قشرهاى مختلف مردمادامـه خـواهـد داد، و انقلابش به زودى به ثمر خواهد نشست، لذا همين اندازه قانع بود كهآنها سد راهش نشوند و مزاحمش نگردند.