لغت نامه دهخدا
بستان جی. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) رجوع به بستان چی شود.
بستان جی. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) رجوع به بستان چی شود.
[ویکی فقه] بُستانجی (بوستان ـ چی)، عنوان باغبان ها، جالیزبان ها و خدمه قایق ها (حَمْله جی) و قایقخانه سرای (دربار) و قصر سلاطین در تشکیلات قدیم عثمانی می باشد.
در مدت رواج قانون نظام وظیفه (دِوْشِرْمه) این افراد، طبق اصول آن قانون به خدمت گمارده می شدند. بستانجی ها دو مرکز (اُجاق) جداگانه داشتند: یکی در استانبول، دیگری در اَدِرنه (آدریانوپُل)؛ و سمت فرماندهی آنان را «بستانجی باشی» برعهده داشت. ورزیده ترین و نیرومندترین سربازان وظیفه در این دو مرکز برای این سمت پذیرفته می شدند. مرکز بستانجی ها دارای نه پایه بود. نوآموزان این مرکز نوار ماهوتی که نشانه ماموران حکومتی بود، به کمر می بستند و بستانجیانی که به آخرین پایه می رسیدند شال سبزرنگی موسوم به «مُقَدَّم» به دور کمر می پیچیدند؛ سپس وارد صنف ضابط ها (صاحب منصبان) می شدند؛ از آن پس سلسله مراتب عبارت بود از: درجات حمْله جی، خاصّگی، کدخدای بستانجی ها، و سرانجام بستانجی باشی. بستانجی ها پس از مدت معینی خدمت، به مرکز ینی چری پذیرفته می شدند. در اواخر قرن یازدهم و سراسر قرن دوازدهم افرادی از این گروه به مرکز محافظان دربار (قاپی قولی) انتقال یافتند. عده ای از بستانجی ها در دربار و شماری نیز بیرون از دربار ایفای وظیفه می کردند. برخی از آنان نیز مستقیماً در باغ ها و جالیزها و گروهی در قایقخانه ها و تشکیلات وابسته به آن ها مشغول خدمت می شدند.
وظیفه بستان جیها
بستانجیها مسئول حفظ نظم ناحیه محل کارشان نیز بودند. هر گروه از آن ها در ناحیه ای مستقر می شدند و افسرانی به نام «اوسْتا» بر آنان فرماندهی می کردند. اوستاها در واقع به منزله کلانتر محل بودند. هر اوستایی، بسته به اهمیت باغ و محل، بیست تا سی بستانجیِ زیردست داشت.بستانجی باشی هر سال در ماه تشرین ثانی (نوامبر)، صورت محصولات باغ ها و جالیزها را به سلطان عرضه و وجه بهای محصولات را به خزانه داخلی واریز می کرد. هنگام عرضه محصولات، برای دوازده تن از باسابقه ترین بستانجی ها مقرری تعیین، و به آنان ترفیع داده می شد.شرکت بستانجی ها در جنگ نیز، به هنگام لزوم، مشاهده شده است؛ مثلاً در ۱۱۵۲، سه هزار تن از بستانجی ها به قصد جنگ با روس ها با کشتی به بندر گسیل شده بودند.
تعداد بستانجی ها
شمار بستانجی ها در زمان های مختلف تغییر می یافت؛ چنانکه تعداد آنان در اوایل قرن دهم ۳۹۶، ۳ تن، در میانه های آن ۹۴۷، ۲، و در اواخر همان قرن ۹۹۸، ۱ تن بود.اما این رقم در سال های آغازین قرن دوازدهم، به ۴۰۰، ۲ تن بستانجی رسید.
سلب اعتماد از بستانجی ها
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی بود کآن ماه رو از خانه زی باغ آورد کی بود کآنماه رو از کاخ در بستان کند
💡 حسنکهل یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اوجان غربی بخش مرکزی شهرستان بستانآباد واقع شدهاست.این روستا ۶۰ نفر جمعیت دارد.
💡 ز درد دلم گشت رخساره زرد ز غم گوژ شد سرو بستان من
💡 ای اجل چون گشتهام بار دل آن نازنین جان ز من بستان و بردار از دلش بار مرا
💡 خیرهمسجد یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قوریگل بخش مرکزی شهرستان بستانآباد واقع شدهاست.این روستا ۴۲۳ نفر جمعیت دارد.
💡 ساران یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان مهرانرود جنوبی بخش مرکزی شهرستان بستانآباد واقع شده است.