لغت نامه دهخدا
( ابوالفضة ) ابوالفضة. [ اَ بُل ْ ف ِض ْ ض َ ] ( اِخ ) بکیربن عبداﷲ سلمجة الاثاعل بن کعب بن عوف بن منیةبن عطیف. شاعری است از عرب. قاله الکلبی. ( المرصّع ).
( ابوالفضة ) ابوالفضة. [ اَ بُل ْ ف ِض ْ ض َ ] ( اِخ ) بکیربن عبداﷲ سلمجة الاثاعل بن کعب بن عوف بن منیةبن عطیف. شاعری است از عرب. قاله الکلبی. ( المرصّع ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۶۷ هجری به دستور مختار فرمانده لشکر کوفه برای نبرد با مصعب بن زبیر شد. او برای این جنگ عبدالله بن کامل شاکری را به عنوان فرمانده جناح راست عبدالله بن وهب را در جناح چپ، رزین بن عبد سلولی را بر سوارهها، کثیر بن اسماعیل کندی را بر پیادهها و کیسان ابوعمره را فرمانده موالی و ایرانیان کرد. لشکر او ابتدا تلفات زیادی به سپاه زبیری زدند اما پس از کشتهشدن موالی آنها پی در پی شکست خوردند و در مرحله آخر تمام سپاه مصعب حملهشان را متوجه احمر بن شمیط کردند و او جنگید تا توسط فردی به نام ابوالفضه کشته شد.