لغت نامه دهخدا
موهوم پرست. [ م َ / مُو پ َ رَ ] ( نف مرکب ) موهوماتی. خرافاتی. خرافی. آنکه اعتقاداتی سست و خرافی دارد. ( ازیادداشت مؤلف ). و رجوع به موهوم و موهوماتی شود.
موهوم پرست. [ م َ / مُو پ َ رَ ] ( نف مرکب ) موهوماتی. خرافاتی. خرافی. آنکه اعتقاداتی سست و خرافی دارد. ( ازیادداشت مؤلف ). و رجوع به موهوم و موهوماتی شود.
( صفت ) کسی که موهومات را می پرستد خرافات پرست خرافی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و كلمه (طائر) در جمله (طائركم معكم ) دراصل طير (مرغى چون كلاغ ) است كه عرب با ديدن آنفال بد مى زد، و سپس مورد استعمالش را توسعه دادند و به هر چيزى كه با آنفال بد زده مى شود طير گفتند، و چه بسا كه در حوادث آينده بشر نيزاستعمال مى كنند، و چه بسا بخت بد اشخاصى را طائر مى گويند، با اينكه اصلا بختامرى است موهوم، ولى مردم خرافه پرست آن را مبداء بدبختى انسان و محروميتش از هر چيزمى دانند.
💡 گـاه ديدهايم اين موهوم پرستان، مال و ثروت بعضى افراد بيايمان، و فقر و محروميتگروهى از مؤ منان را مستمسكى براى اثبات اين خرافه قرار ميدهند در حالى كه ميدانيم نهامـوالى كـه از طـريق ظلم و كفر و ترك مبانى تقوا به انسان ميرسد مايه افتخار است، ونه هرگز ايمان و پرهيزكارى سدى بر سر راه فعاليتهاى مشروع و مباح مى باشد.