لغت نامه دهخدا
مساتیق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مُستقة: و ذکر کاریزها و جویها و رودخانه ها و آسیاها و مقاسم آبهای آن و مساتیق آن و عدد ضیاعها و رساتیق آن [ قم ]. ( تاریخ قم ص 20 ). رجوع به مستقه شود.
مساتیق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مُستقة: و ذکر کاریزها و جویها و رودخانه ها و آسیاها و مقاسم آبهای آن و مساتیق آن و عدد ضیاعها و رساتیق آن [ قم ]. ( تاریخ قم ص 20 ). رجوع به مستقه شود.