لغت نامه دهخدا
واهش. [ هَُ ] ( حرف اضافه + اسم ) بهوش. ( ناظم الاطباء ).
- واهش آمدن؛ به هوش آمدن از مستی و هشیار شدن. ( ناظم الاطباء ).
واهش. [ هَُ ] ( حرف اضافه + اسم ) بهوش. ( ناظم الاطباء ).
- واهش آمدن؛ به هوش آمدن از مستی و هشیار شدن. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه خال بتی بیند چون عود بر آتش واهش ز درون خیزد چون دود ز مجمر