خنیه

لغت نامه دهخدا

خنیه. [ خ َ ی َ ] ( ع ص ) فحش. ( منتهی الارب ). منه: کلمة خنیة؛ کلام و سخن فحش. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با خنیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاشقالی، بایلنگه، قیزیل زمین، خنیه، قولوشلار، دوردورآباپادشاهلیق، ناسیب، شجاع جم، کورپولر قاباغی، پنجه گیر، تپه دیبی و...

💡 به پاس این افتخار، نقش برجسته‌هایی از این دلاور مردان در باغ نظر شیراز و موزه پارس به یادگار مانده‌است که کمربند اعطایی فتحعلی شاه قاجار بر کمر پهلوان موسی خمیس نمایان است. ریش سفیدان و بزرگان ایل ملکشاهی نقل می‌کنند که: پهلوانان گرزدین‌وند در این نبرد خنیه وه خوین (خضاب با خون) کرده‌اند.

منیجه یعنی چه؟
منیجه یعنی چه؟
کوس یافتن یعنی چه؟
کوس یافتن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز