لغت نامه دهخدا
تغاجارنویان. [ ت ُ ] ( اِخ ) تغاجار. طغاجار. رجوع به طغاجار شود.
تغاجارنویان. [ ت ُ ] ( اِخ ) تغاجار. طغاجار. رجوع به طغاجار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این درگیریها، تغاجار نویان با تیر یک کماندار مرزدار نیشابور کشته شد.شهابالدین زیدری نسوی از تغییر تاکتیک فرماندهان مغولان نوشته که تا بیست شهر از توابع نیشابور را تصرف نکردند، قصد نشابور نکردند. پس از چیرگی امپراتوری مغولان بر مرو، نیشابور در ۱۶ ژوئن ۱۲۲۱ م به فرماندهی تولُی سقوط کرد و در فرمان امپراتوری مغولان جای گرفت..
💡 بهدنبال این شورش، سپاهیان چنگیز به سرداری تغاجار نویان داماد چنگیز شهر نیشابور را محاصره کردند و در سومین روز محاصره داماد چنگیز بر اثر تیر یکی از کمانداران نیشابور کشته شد.
💡 جانشین این سردار، سپاهیان را به دو قسمت تقسیم کرد بخشی را به توس فرستاد و بخشی را با خود به سبزوار برد و به تلافی مرگ تغاجار نویان سبزوار را ویران و خون بسیاری از مردم را جاری کرد..