حسینی کاشانی
لغت نامه دهخدا
حسینی کاشانی. [ ح ُ س َ ] ( اِخ ) یکی از شعرا و سادات کاشان است و خواهرزاده میرحیدر معمائی بوده. ( قاموس الاعلام ترکی ) ( فهرست تحفه سامی ) ( صبح گلشن ) ولیکن در آتشکده آذر میرحسینی یاد شده است. از اوست:
فلک بی طالعی چون من ندارد
چراغ بخت من روغن ندارد.
بدرد هجر هر کو مبتلا شد
علاجی بهتر از مردن ندارد.
فرهنگ فارسی
یکی از شعرا و سادات کاشان است و خواهر زاده میر حیدر معمائی بوده است
جمله سازی با حسینی کاشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلاصةالاشعار و زبدةالافکار (گزیدهٔ سرودهها و گلچین اندیشهها) تذکرهای به زبان فارسی است که توسط تقیالدین محمدبن شرفالدین علی حسینی کاشانی نگاشته شدهاست. نگارش این اثر توسط او ۴۰ سال به طول انجامید.