لغت نامه دهخدا
نامی کاشانی. [ ی ِ ] ( اِخ ) ( سید... ) مهدی طباطبائی قصاب کاشانی.وی از شاعران قرن سیزدهم است و به روایت گنج شایگان: «چون سخت رند و قلاش است و میخواهد به اسم صله و جایزه کدیه و استکلاش [ ؟ ] ننماید به شغل حسابی خویش که قصابی است تلاش در امرار معاش می نماید». او راست:
بیا بیا که بود اول کرشمه و ناز
بکن بکن که به نازت مراست روی نیاز
شبی ز زلف تو گفتم به دل حدیثی گفت
به عمر کوته خود بسته ای امید دراز
به سینه سوز تو بنهفتم و ندانستم
که کشف راز کند آب دیده غماز.