سرآغاز
- چو شاه این سخن را سرآغاز کرد چنان گنج سربسته را باز کرد
- سخن کامداد از سرآغاز کرد در دانش از هر دری باز کرد
- به تاریخ عجم دانندهٔ راز چنین کرد این حکایت را سرآغاز
- سرآغاز کرد آنگهی راز خویش بزد سوز خویش اندران ساز خویش
مترادفها
آغاز، شروع، ابتدا
متضادها
پایان، انتها، خاتمه
لغت نامه دهخدا
( سرآغاز ) سرآغاز. [ س َ ] ( اِ مرکب ) مقابل سرانجام. چیزی که به آن شروع چیزی واقع شود، و با لفظ کردن و زدن مستعمل است.
فرهنگ معین
( سرآغاز ) ( ~. ) (اِمر. ) دیباچه، مقدمه، هرچه با آن چیزی شروع شود.
فرهنگ فارسی
( سر آغاز ) مقابل سرانجام چیزی که به آن شروع چیزی واقع شود و بالفظ کردن و زدن مستعمل است.
جمله سازی با سرآغاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این کنفرانس علمی با سخنرانی پرشور استاد بزرگ دانشگاه در سرآغاز مراسم آغاز شد که به بررسی چالشهای جدید در حوزه هوش مصنوعی پرداخت.
💡 سرآغاز هر مسیر دشوار و طولانی، معمولاً با یک قدم کوچک اما با ارادهای بسیار قوی و تصمیماتی قاطع برای تغییر زندگی همراه است.
💡 نویسنده در سرآغاز رمان خود، تلاش کرده است تا با توصیف دقیق محیط و فضا، مخاطب را به دنیای خیالی و پر رمز و راز داستان بکشاند.