حسن مطلع. [ ح ُ ن ِ م َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تهانوی آرد: نزد بلغاء آن است که آغاز اشعار و قصائد و جمله منشآت الفاظ فصیح و جزیل ومعانی بدیع و مناسب حال آورد. کذا فی جامع الصنایع و این بعینه حسن ابتداء است. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).و رجوع به ترجمان البلاغه شود. || غیاث الدین رامپوری گوید: حسن مطلع بیت دوم از غزل و قصیده است که بعد از مطلع باشد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
تهانوی آرد: نزد بلغائ آنست که آغاز اشعار و قصائد و جمله منشئات الفاظ فصیح و جزیل و معانی بدیع و مناسب حال آورد
حُسْنِ مَطْلَع
در اصطلاح علم بدیع آن است که شاعر بیت اول شعرش را با کلمات یا مضمون جذاب و دلپسندی آغاز کند که شوق و رغبت خواننده را برای ادامۀ خواندن آن برانگیزد. اگرچه حسن مطلع را دربارۀ هر نوع شعری به کار می برند، اما بیشتر دربارۀ قصیده و تا حدودی غزل کاربرد دارد. به حسن مطلع، حُسن ابتدا و حسن المطالع هم گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس مثل حسن مطلع خطّت ندیده است کاین مطلع از مجرّد حسن آفریده است
💡 ابروی تو مصرع هلال عید است رخسار تو حسن مطلع خورشید است
💡 بیدل به حسن مطلع نازش چسان رسیم ما راکه ذره ساخته حیران آفتاب
💡 مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوست حسن مطلع بین که در مطلع حدیث روی دوست
💡 ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری به لعلت سبز حسن مطلع ابروست پنداری