لغت نامه دهخدا
تیمار بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم خوردن. اندوه بردن:
چه باید رفته را اندوه خوردن
همان نابوده را تیمار بردن.( ویس و رامین ).مرا که دانش از آغاز خویشتن نبود
چه دانم از پس انجام چون برم تیمار.ناصرخسرو.
تیمار بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم خوردن. اندوه بردن:
چه باید رفته را اندوه خوردن
همان نابوده را تیمار بردن.( ویس و رامین ).مرا که دانش از آغاز خویشتن نبود
چه دانم از پس انجام چون برم تیمار.ناصرخسرو.
غم خوردن اندوه بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشاید بیش ازین تیمار بردن تو و خرما و، ما و خار خوردن