لغت نامه دهخدا
اندوه بردن. [ اَه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم خوردن:
گفتا مبر اندوه من اینجای طبیبم
بر من بکن آن علت مشروح و مفسر.ناصرخسرو.- اندوه بازبردن؛ فرج. ( ترجمان القرآن جرجانی ).
اندوه بردن. [ اَه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم خوردن:
گفتا مبر اندوه من اینجای طبیبم
بر من بکن آن علت مشروح و مفسر.ناصرخسرو.- اندوه بازبردن؛ فرج. ( ترجمان القرآن جرجانی ).
غم خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبلا گفتيم:حق بودن خلقت، مقتضاى عزت و غنى بالذات بودن خدا است زيرا اگر غناىذاتى خدا، اين اقتضاء را نداشته باشد، و ممكن باشد كه از خداوند هم، لهو و لعب سربزند، و خلاصه، اين عالم خلقت كه مى بينيم، با اين نظام دقيق و جديدى كه دارد،بازيچه اى باشد كه جز آوردن و از بين بردن، منظور ديگرى نداشته باشد، لابد،بايد مانند ساير بازى كنان، دچار شوقى خيالى و حاجتى داخلى، ازقبيل تفرج هم، و از بين بردن غم و اندوه و يا بيرون آمدن از وحشت تنهايى و يا خستگىبيكارى، و امثال اينها شده باشد ولى غناى ذاتى خداوند سبحان همه اين حرفها را دفعمى كند.