تیرماهی

تیرماهی

لغت نامه دهخدا

تیرماهی. ( اِ مرکب ) نوعی از انگور است. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
تا وقت مهرگان همه گیتی چو زر بود
از آب تیرماهی و از باد مهرگان.منوچهری.تیره شد همچون عصیر تیرماهی آب جوی
شد چو آب تیرماهی خم به خم اندرعصیر.میرمعزی ( از آنندراج ).|| نوعی از ماهی، از عالم تیرمار. ( آنندراج ). || نام داروئی هم هست. ( برهان ) ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || زنجبیل. ( الفاظ الادویه ). || گزر و زردک را نیز گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تیرماهی. ( ص نسبی ) خریفی. خزانی.پائیزی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). خریفی. || منسوب به تیرماه و تابستانی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- منسوب به تیرماه. ۲ - پاییزی پاییزه.( توضیح در قدیم تیر ماه در فصل پاییز می افتاد ). ۳ - در محصولی که در پاییز کشته باشند( بیشتر در سیستان ).

دانشنامه عمومی

تیرماهی ( نام علمی: Ptereleotrinae ) نام یک زیرخانواده از زیرراسته گاوماهی واران است.

جمله سازی با تیرماهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در فاصله 3 کیلومتری زیبد و 26 کیلومتری گناباد واقع است این روستا در داخل تنگل و دیواره کوه زیبد دامنه کوه تیرماهی و نزدیک ایوان صوفه پیر قرار دارد که محوطه باستانی است. در صوفه ایوانی است که مانند تاق بستان می باشد بدون نقوش و سنگ تراشی نشده است ولی احتمالا اقامتگاه یزدگرد سوم بوده این منطقه مقدس محسوب میشده و آب چکان ایوان صوفه ان چشمه ای مقدس بوده است.احتمالا از معابد دوره میترایی نیز بوده است.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز