تصاف

لغت نامه دهخدا

تصاف. [ ت َ صا ف ف ] ( ع مص ) همدیگر صف بستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): تصاف القوم؛ اجتمعوا صفاً مثل تساطروا. ( اقرب الموارد ). || دو رسته گردیدن با هم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

همدیگر صف بستن دو رسته گردیدن با هم

جمله سازی با تصاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از فرم‌های این حمله استفاده از اسپم ایمیل است که در آن اسپمر هزاران یا میلیون‌ها ایمیل به آدرس‌هایی می‌فرستد که با استفاده از ترکیب حروف اضافه شده به نام دامنه شناخته شده، و به‌طور تصافی تولید شده‌اند تا در نهایت از میان آن‌ها آدرسی واقعی بدست آید.

💡 حمله لغزش حالتی از تحلیل رمز است که برای مقابله با این ایده عمومی که حتی رمزهای ضعیف می توانند از طریق افزایش تعداد دورها بسیار قوی شوند و با یک حمله تفاضلی مقابله کنند، طراحی شد. حمله لغزش طوری عمل می‌کند که تعداد دورها را در یک رمز، نامرتبط کند. به جای نگاه کردن به جنبه ‌های تصافی کردن داده ‌های رمز بلوکی، حمله لغزش فهرست کلیدها را تحلیل می‌کند و نواقص آن را کشف کرده تا رمز را بشکند. رایج‌ترین مورد، کلیدهایی است که به صورت چرخه ای تکرار می‌شوند.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز