تربین

لغت نامه دهخدا

تربین. [ تْرِ / ت ِ رِ] ( اِخ ) قصبه ایست مرکز قضای تربین، واقع در هرسک در 80هزارگزی جنوب غربی موستار و 15هزارگزی شمال شرقی راگوزه و در ساحل رود کوچکی بهمان نام قرار دارد. سکنه آن 1000 تن است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).
تربین. [ ت ِ رِ ] ( اِخ ) قضائی است میان قره طاغ و دالماسی. زمینهای آن سنگستان است و 2000 تن سکنه دارد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).

فرهنگ فارسی

قضائی است میان قره طاغ و دالماسی زمینهای آن سنگستان است و ۲٠٠٠ تن سکنه دارد.

جمله سازی با تربین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر اساس این طومار کل آب رودخانه به ۳۳ سهم کلی و ۲۷۵ سهام جزئی تربین ۷ بلوک آبخور آن که از حدود ۷۰ کیلومتری غرب اصفهان تا ۱۲۰ کیلومتری شرق این شهر ادامه داشته‌است تقسیم شده‌است. (حسینی ابری، ۱۳۷۹، ۷۱)

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز