بروسوی

لغت نامه دهخدا

بروسوی. [ ب ُ س َ وی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به بروسه، که شهری است در آسیای صغیر. رجوع به بروسه شود.
بروسوی. [ ب ُ س َ وی ی ] ( اِخ ) یعقوب بن علی بروسوی. از فاضلان روم ( ترک ) که تألیفات وی به زبان عربی بوده است. وی مدتی عهده دار تدریس در «بروسه » و «آیدین » و «ادرنه » شد و بسال 931 هَ. ق. در بازگشت از سفر حج در «برکةالحاج » مصر درگذشت. او راست: مفاتیح الجنان فی شرح شرعةالاسلام، در تصوف. تذکره، در حدیث. حاشیه بر حاشیه سید بر لوامعالاسرار. حاشیه بر شرح دیباجةالمصباح، در نحو. مختصر مرآةالجنان یافعی. شرح گلستان سعدی، به عربی. ( از الاعلام زرکلی ج 9 ص 265 از الشقائق النعمانیة و کشف الظنون و فهرس المؤلفین ).

جمله سازی با بروسوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوالفداء (وفات: ۷۳۲هـ. ق)؛ بیهق، خبوشان، جام، طرثیث (ترشیز)، استوا، باخرز، بشت، اسفراین، طوس و جوین را از اعمال نیشابور یاد کرده و محمد بروسوی (وفات: ۹۹۷هـ. ق) نیز جوین، استوا، بیهق، اسفراین، بخرز (باخرز)، بُشت، جام، خبوشان، خواف، طوس را از نواحی نیشابور دانسته است.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز