لغت نامه دهخدا
طرثیث. [ طُ ] ( اِخ ) شهری کوچک است و به گرمی مایل، قاضی ابوبکر صاحب «شکر و شکایت » از آنجا است. ( نزهةالقلوب چ اروپا ذیل بلاد غزنین ص 147 ).
طرثیث. [ طُ ] ( اِخ ) شهری کوچک است و به گرمی مایل، قاضی ابوبکر صاحب «شکر و شکایت » از آنجا است. ( نزهةالقلوب چ اروپا ذیل بلاد غزنین ص 147 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بُشت؛ در کتاب تاریخ الحاکم و احسنالتقاسیم مقدسی، در شمار ولایتهای دوازدهگانه نیشابور آمده است. محمد مقدسی، نیشابور را به دوازده ولایتِ بشت، بیهق، کویان (جوین)، جاجرم، اسفراین، استوا، اسفند، جام، باخرز، خواف، زاوه و رخ، سه خزانهٔ طوس، نسا و ابیورد، یک قصر بوزجان، و یک دار زوزن دستهبندی نموده و طرثیث (ترشیز) را شهر ولایت بُشت (بُست) دانسته است. ولایت بُشت، دارای دویست و بیست و شش آبادی بوده است.
💡 کندری در حدود سال ۴۱۵ ه. ق به عنوان فرزند یک دهقان به دنیا آمد. نسبای او ارتباطی با حرفهٔ فروش صمغ کندر را نشان میدهد. نویسندهٔ ایرانی سدهٔ ششم و هفتم قمری؛ صدرالدین حسینی میگوید که محل تولد کندری در نزدیکی طرثیث، قهستان، بخش جنوبی خراسان بوده است. کندری را «خراسانی» نیز خواندهاند. کندری همراه با شاعر ابوالقاسم علی باخرزی در شهر نیشابور؛ نزد موفق نیشابوری تحصیل نمود.
💡 برخی مورخان پیشینهٔ کاشمر را به گشتاسپ پسر لهراسپ یا به بهمن پسر اسفندیار نسبت دادهاند و جغرافینویسان اسلامی نام کاشمر را در دوران گوناگون به صورتهای مختلف از جمله طرثیث، ترشیش، بوشت، بست و ترشیز ثبت کردهاند.