لغت نامه دهخدا
بت تا. [ ب ُ ] ( اِخ ) پل. از مستشرقان است. وی ویس قونسول فرانسه در موصل بوده و باقیمانده قصر سارگن پادشاه آسور را بادیوارهائی که پر از حجاریهای برجسته قشنگ بود یافته است. رجوع به ایران باستان پیرنیا ص 52 و 47 شود.
بت تا. [ ب ُ ] ( اِخ ) پل. از مستشرقان است. وی ویس قونسول فرانسه در موصل بوده و باقیمانده قصر سارگن پادشاه آسور را بادیوارهائی که پر از حجاریهای برجسته قشنگ بود یافته است. رجوع به ایران باستان پیرنیا ص 52 و 47 شود.
💡 گردد ای بت تا کی ازین جنگهای زرگری از تو ضایع ناوک بیداد و از من تیر آه
💡 شاید ار شیخ برهمن شود و هندوی بت تا که در کعبه عیان آن بت فرخار رسید