گوراب سر

لغت نامه دهخدا

گوراب سر. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش کوچصفهان شهرستان رشت واقع در 9 هزارگزی باختر کوچصفهان در طرفین شوسه کوچصفهان به رشت. جلگه و معتدل مرطوب مالاریایی است. سکنه آن 940 تن است. آب آن از خمام رود ازسفیدرود تأمین میشود. محصول آن برنج، ابریشم، صیفی و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. 5 باب دکان سر راه شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مرکزی بخش کوچصفهان شهرستان رشت واقع در ۹ هزار گزی باختر کوچصفهان در طرفین شوسه کوچصفهان به رشت جلگه و معتدل مرطوب مالاریایی است.

دانشنامه عمومی

گوراب سر، روستایی است از توابع بخش کوچصفهان شهرستان رشت در استان گیلان ایران.
این روستا در دهستان بلسبنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۵۸ نفر ( ۲۹۱خانوار ) بوده است.

جمله سازی با گوراب سر

💡 ترا گوراب شهر و جای خویشست ترا هر کس درو فرزند و خویشست

💡 بخش احمدسر گوراب یکی از بخش‌های شهرستان شفت در استان گیلان در شمال ایران است.

💡 نگر تا نگذری هرگز به گوراب که آنجا دل همی گردد چو دولاب

💡 چو اندر مرز گوراب آمد از راه به صحرا پیشش آمد بی وفا شاه

💡 ستوده گوهرم از مام و از باب که این از همدانست آن ز گوراب

💡 در شاهنامه فردوسی از گوراب به نیکی نام برده‌است که نشان از قدمت آن دارد.