گمان داشتن

لغت نامه دهخدا

گمان داشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سؤظن داشتن. || فکر کردن. خیال کردن:
به آستین ملالی که بر من افشانی
گمان مدار که از دامنت بدارم دست.سعدی. || تشویش داشتن. نگران بودن:
ور ز کژدم به دل گمان داری
کفش و نعل از برای آن داری.سنایی. || امید و انتظار داشتن. چشم داشت:
چیست فردوس که در دیده ماجلوه کند
ما گمانها به غرور نظر خود داریم.صائب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - تصور کردن انگاشتن: باستین ملالی که بر من افشانی گمان مدار که از دامنت بدارم دست. ( غزلیات ) ۲ - سوئ ظن داشتن. ۳ - نگران بودن تشویش داشتن: ور ز کژدم بدل گمان داری کفش و نعل از برای آن داری. ( سنائی ) ۴ - امید و انتظار داشتن چشم داشتن: چیست فردوس که در دید. ما جلوه کند ? ما گمانها بغرور نظر خود داریم. ( صائب )

جمله سازی با گمان داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این رو گمان می‌رود که یک ستاره پرفلز جمعیت یک از یک ستاره کم فلز جمعیت دو، شانس بیشتری برای داشتن یک سامانه سیاره‌ای دارد.

💡 علامت ضعف عقل  <>برعكس، مردمان احمق و كوتاه قكر، خود را مصون از خطا مى پندارند و راءى خام وبچگانه خويش را مطابق با واقع مى شناسند و به گمان داشتن چنين راءى صائبى، برخود مى بالند و پيروى از آن نظر را وظيفه قطعى همه مردم مى دانند. و همين طرز فكر،خود دليل حماقت و كم عقلى آن هاست.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز