چار خم

لغت نامه دهخدا

چارخم. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) فنی است از کشتی. ( آنندراج ). نام فنی در کشتی گیری. ( ناظم الاطباء ):
نهد دست و پا چون به پشت و شکم
نهد نام این شیوه را چار خم.
اعجاز اصفهانی ( درصفت کیسه مال حمام از آنندراج ).
|| کمان را چون گوش تا گوش کشند گویندچارخم شد. ( آنندراج ):
سرکش به یک دو ضرب نگیرد فروتنی
تا زور ما ندید کمان، چارخم نشد.ملاطغرا ( از آنندراج ).بیک خمی ز کمان دو ابروت مردم
کرشمه ات اگرش چارخم کند چه علاج.ملاطغرا ( از آنندراج ).بر سر زانوی قدرش کمان حلقه افلاک چارخم. ( تاج المدایح از آنندراج ).
چارخم. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) خمهای چهارگانه رنگرزی. چهارخم دکان رنگ رزی که رنگرز رنگهای مختلف را در آنها میریزد:
این سه گز خاک و پهنی تو گزی
چارخم در دکان رنگرزی.نظامی.

فرهنگ فارسی

چار خم رنگرزی. چار خم دکان رنگ رزی که رنگرز رنگ های مختلف را در آنها میریزد.

جمله سازی با چار خم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست شرط پادشاهی چار چیز حکمت و عفت شجاعت جود نیز

💡 یا ببندد، یا گشاید، یا ستاند، یا دهد تا جهان همی مر شاه را این چار کار

💡 ز مردان گرد از در کارزار برون کرده شد چار ره صد هزار

💡 وغا در سه و چار بینی نه در یک من و نقش یک کز وغا می‌گریزم

💡 باده گفتا:من مرکب گشته ام از چار طبع چار یک باشی زنی، چون تو یکی باشی ز چار

💡 تا راه او ببستند از چار سو ز عدوان آن را که ارث ما در دنیا ز عرض و طولست

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز