لغت نامه دهخدا
پیاده گونه. [ دَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چون پیادگان. || ( ص مرکب ) بی بهره. کم بهره: برنایی بکار آمده و نیکوخط و در دبیری پیاده گونه وبجوانی روز گذشته شد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 274 ).
پیاده گونه. [ دَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چون پیادگان. || ( ص مرکب ) بی بهره. کم بهره: برنایی بکار آمده و نیکوخط و در دبیری پیاده گونه وبجوانی روز گذشته شد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 274 ).
( صفت اسم ) ۱- مانند پیاده همچون پیادگان. ۲- بی بهره کم بهره راجل: برنایی بکار آمده و نیکو خط و در دبیری پیاده گونه و بجوانی روز گذشته شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خودرو جنگی پیاده نظام خودرو زرهپوش چرخدار یا شنیداری است که به خوبی مسلح شده و غالباً توانایی حرکت در آب را هم دارد و برای حمل پیادهنظام به میدان نبرد و تهیه آتش حمایتی برای آنها استفاده میشود. خودروهای جنگی پیاده نظام به گونهای طراحی شدهاند که در کنار پیاده نظام بجنگند و با خودروهای زرهی دیگر در منطقه جنگی مقابله کنند.
💡 پرواز بینالمللی گونهای پرواز تجاری است که محل برخاست و فرود هواپیما در دو کشور متفاوت قرار دارد. تفاوت عمده بین پرواز بینالمللی و پرواز داخلی این است که در پرواز بینالمللی، مسافران، پیش از سوار شدن به هواپیما باید به مقامات مهاجرتی مراجعه کرده و پس از پیاده شدن از هواپیما به مقامات مهاجرتی و گمرک مراجعه نمایند. حتی اگر هر دو کشور مانند کشورهای منطقه شنگن بین یکدیگر معاهده مسافرات آزاد امضا کرده باشند.