لغت نامه دهخدا
پولاددست. [ لادْ، دَ ] ( ص مرکب ) دارای پنجه و دستی چون پولاد. خداوند دستی نیرومند:
بدو گفتا من آن پولاددستم
که دینت را بدین خواری شکستم.نظامی.نخستین دلیران پولاد دست
ببستند دست و گشادند شست.هاتفی.
پولاددست. [ لادْ، دَ ] ( ص مرکب ) دارای پنجه و دستی چون پولاد. خداوند دستی نیرومند:
بدو گفتا من آن پولاددستم
که دینت را بدین خواری شکستم.نظامی.نخستین دلیران پولاد دست
ببستند دست و گشادند شست.هاتفی.
( صفت ) دارای دست و پنجه ای چون پولاد صاحب دستی نیرومند: [ بدو گفتا من آن پولاد دستم که دینت را بدین خواری شکستم.] ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اماما، تا پيش از طلوع خورشيد 57، تصوير روشنى از حركت جهانى تو نداشتيم كهچگونه مليونها انسان، سر بر آستان تو مى سايند و به امر تو عاشقانه سر مى دهند وجگر گوشه هاى خود را تقديم مى دارند، در تو ذوب مى شوند و بسان پولاد، مقاومند،صخره وش جلوى دشمن تو صف مى بندند، زمين زير گامهايشان، به لرزه درمى آيد، درعين حال چهره هاى آرامى دارند و لبهاى خندان و دستان يتيم نواز و قلبهاى پر از مهر وصفا.
💡 دگرباره هندویِ رومیپرست درآورد پولاد هندی به دست
💡 پند افسر بشنو، نیک به دست آرش دل ای که پولاد من از پنجه حسن تو خمیر
💡 سختيها و مشكلات وجود آدمى را از ضعف و سستى بيرون مى برد و سببتكميل و تهذيب نفس و خالص شدن گوهر وجود انسان مى شود و خداى مهربان آنان را كهدوست مى دارد در سختى و بلا مى افكند تا پولاد وجودشان آبديده شود و به كمالاتالهى دست يابند. از امام باقر(ع ) روايت شده است كه فرمود:
💡 هر کسی را ز پی کار دگر ساخته اند دست داود کند آهن و پولاد چو موم
💡 هومر در ادیسه ذکر میکند که تنها آفرودیته[پ ۱۱] بود که توانست، محبّت آرس را به خود جلبکند و زمانی که در زنجیره پولادین و نازکتر از مویی که هفائستوس ساخته بود، به همراه آفرودیته گیر کرد و مورد تمسخر خدایان کوچک و بزرگ قرار گرفت، با خشم و خجالت به کوههای دور دست ترکیه پناهبرد.