هدیه فرستادن

لغت نامه دهخدا

هدیه فرستادن. [ هََ دْ / هَِ دْ ی َ / ی ِ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) اهداء. ( منتهی الارب ). هدیه کردن:
بسی هدیه ها نیز با اردشیر
فرستاد و دینار و مشک و عبیر.فردوسی.خرد آن است که چون هدیه فرستاد بتو
زو خداوند جهان با تو سخن گفت براز.ناصرخسرو.رجوع به هدیه شود.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) پیشکشی فرستادن ارسال داشتن تحفه وارمغان: (( خرد آنست که چون هدیه فرستادبتو روخداوندجهان باتوسخن گفت براز. ) ) ( ناصرخسرو )

جمله سازی با هدیه فرستادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابتدا هارون به دلیل محبت تصنعی علی که با فرستادن هدیه به دربار، او را نسبت به خود مطمئن می‌ساخت، نامه‌ها و حرف‌های مردم را نادیده می‌گرفت و چنانچه «سوگند خورد که هر کس که از علی تظلم کند، آن کس را نزدیک وی فرستد.» و هدایای علی به هارون موجب خرسندی خلیفه می‌شد به طوری که یحیی را از این که با گماردن علی بن عیسی در خراسان مخالفت ورزیده بود مورد سرزنش و طعنه قرار داده بود.

💡 معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد، اما از تهدید بیشتر خودداری نمود و هدیه فرستادن به حسین را ادامه داد. سید محمد عمادی حائری بر این باور است که وی هدایای معاویه را قبول نکرد..