مواجب خوار

لغت نامه دهخدا

مواجب خوار. [ م َ ج ِ خوا / خا] ( نف مرکب ) آن که مواجب می گیرد. ( ناظم الاطباء ). مواجب خور. حقوق بگیر. مستمری بگیر. کارمند و خدمتگزار دولت یا سازمان و یا شخصی که آخر هفته یا ماه و یا سال حقوق بگیرد. ( از یادداشت مؤلف ): چنین گویند که نوشیروان یازده هزار مرد مواجب خوار داشت. ( جوامعالحکایات عوفی، از یادداشتهای قزوینی ج 7 ص 161 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) حقوق گیرنده مواجب بگیر وظیفه خور: [ چنین گویند که نوشیروان یازده هزار مرد مواجب خوار داشت. ] (جوامع الحکایات. قزوینی. یادداشتها ۱۶۱:۷ )

جمله سازی با مواجب خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 5 - روزى خواران و صاحبان جيره و مواجب طبقه سپاهى و عامه لشكريان كه عطاياى بيتالمال در اختيار آنان قرار مى گرفت؛ زيرا آنان طبق دستورات و اوامر حكام براى جنگ وسركوب به حركت در مى آمدند و در اين كار كوچكترين تمرد و نافرمانى از خود نشاننمى دادند اگر چه به آنان دستور جنگ با مسلمانان وحلال دانستن محرمات را مى دادند يا آن كه آنان را با امر با كشتار فرزندان پيامبر -صلى الله عليه و آله - به جنگ آن حضرت مى فرستادند و رو در روىرسول اكرم - صلى الله عليه و آله - قرار مى دادند. گرسنگى، مرگ و اباحه خانوادهسپاهيان، اهرمهايى بودند در دست حكام، تا آنان را بهتر زير سلطه و تحت امر و فرمانخود نگاه دارند.

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز