لغت نامه دهخدا
( لک و لنج آویخت••• ) لک و لنج آویختن. [ ل َ ک ُ ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) لب و لوشه آویختن. لب و لوچه آویختن. نمودن عدم رضایت با چهره عبوس. لک و لوچه آویختن.
( لک و لنج آویخت••• ) لک و لنج آویختن. [ ل َ ک ُ ل ُ ت َ ] ( مص مرکب ) لب و لوشه آویختن. لب و لوچه آویختن. نمودن عدم رضایت با چهره عبوس. لک و لوچه آویختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتح السلطان- علیاکبرخان قرابیگلو [قرابکلو]- از عمویش ایمانعلی خان نقل میکرد که هفتاد طایفهٔ لک و آرخلو در مرز عثمانی سرحددار ایران بودهاند که توسط نادرشاه به خراسان کوچانیده شدهاند. پس از مرگ نادرشاه به شیراز آمدهاند و پس از مرگ کریم خان توسط آقامحمدخان قاجار در منطقه ساوه استقرار پیدا کردهاند. شواهد چندی وجود دارد که نظر خود شاهسونهای بغدادی را مقرون به واقع نشان میدهد:
💡 خاوه جنوبی، دهستانی از توابع شهرجدید برخوردار شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.مردم این منطقه از قوم لک و ایل کولیوند میباشند.
💡 آدینهوند نام یک طایفه لر ولک با زبان لکی و لری ساکن در لرستان دانشنامه ایرانیکا این طایفه را یک طایفه لر و لک و سکندر امانالهی بهاروند یک طایفه لک و لر معرفی میکند. مردم آن ساکن بخش طرهان در استان لرستان هستند. این طایفه در دهه ۱۹۰۰ میلادی حدود ۱۵۰ خانوار جمعیت داشته است.
💡 این مفهوم نخستین بار در کتاب «صبح بعد: سکس، ترس و فمینیسم در حیاط» توسط کتی ریف در سال ۱۹۹۴ در جمله زیر تبلور یافت: »یک ناحیه خاکستری وجود دارد که در آن، تجاوز یک شخص ممکن است برای دیگری یک شب بد باشد.» از تجاوز خاکستری برای توصیف تجاوزی که در سال ۱۹۹۶ در دانشگاه براون بین دو دانشجو به نامهای آدام لک و سارا کلاین رخ داده بود استفاده شد.