لغت نامه دهخدا
لک و لنج. [ ل َ ک ُ ل ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ظاهراً به معنی لب است. ( آنندراج ):
من به گرد سر و لک و لنجش
که ز شهد و قُبیده منتخب است.ملا فوقی یزدی.
لک و لنج. [ ل َ ک ُ ل ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ظاهراً به معنی لب است. ( آنندراج ):
من به گرد سر و لک و لنجش
که ز شهد و قُبیده منتخب است.ملا فوقی یزدی.
( اسم ) لب و لوچه لب. لک و لنج آویختن. ( مصدر ) نشان دادن عدم رضایت با ترشرویی لب و لوچه آویزان بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای مثال، مخلوط آب و سرکه (یک قسمت سرکه و چهار قسمت آب) قادر است تا شیشههای پنجره را به خوبی تمیز کند. اگر احساس میکنید که پس از تمیز کردن شیشهها با سرکه، شیشهها چرب شدهاند نصف قاشق غذاخوری صابون مایع به مخلوط اضافه کنید. این صابون مایع هرگونه لک و چربی شیشه را از بین میبرد.
💡 گلونی را زنان لک و لر و کرد در هنگام مراسم شادی استفاده میکنند. اما از دوره قاجار به بعد مردان نیز شروع به استفاده از آن کردند. مردان گُلوَنی را دور «شو کلاو» یا همان کلاه لری مرسوم در منطقه لرستان میبستند و به گاه مهمانی یا جنگ، به منظور تزیین یا نگهدارنده کلاه از آن استفاده میکردهاند. زنان لک و لر در زمان گذشته کت و گُلوَنی را باهم میپوشیدند بهطوریکه کَت را جدا زیر گُلوَنی میبستند تا موهای سر بهخوبی پوشیده و مهارشوند.