عرابه کش

لغت نامه دهخدا

عرابه کش. [ ع َرْ را ب َ / ب ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه عرابه از جای بجای نقل مکان دهد. حیوانی که عرابه حمل کند و از نقطه ای به نقطه دیگر برد. رجوع به ارابه کش شود.

فرهنگ فارسی

آنکه عرابه از جای بجای نقل مکان دهد حیوانی که عرابه حمل کند و از نقطه ای به نقطه دیگر برد

جمله سازی با عرابه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از عرابه‌های حامل سلاح، سه هزار نفر، سکّه‌های نقره را که در هفتصد و پنجاه ظرف ریخته شده بود، حمل می‌نمودند. هر ظرفی را چهار باربر بلند کرده بودند.

💡 به اوراش، سنگر آنها، عقب‌نشینی کردند (دو تن از پیشوایان گیزل بوندا به منظور جلب عطوفت مهاجمان تعدادی اسب بارکش و عرابه به شیوه هدیه تقدیم کردند ولیکن مؤثر واقع نمی‌شود).

💡 در مقابل، صلیبیون حملات خویش به شهرهای ساحلی را که همچنان بیرون از تصرفشان مانده بود، شدت بخشیدند. آنان صیدا را در سال ۱۱۱۰ میلادی به تصرف درآوردند و از شهرهای ساحلی جز اشکلون و صور چیزی در دست مسلمانان باقی نماند. سپس به گسترش قلمروشان در نواحی جنوبی پرداختند. بالدوین پادشاه اورشلیم، رهبری صلیبیون را عهده‌دار شد و پس از دور زدن دریای مرده (بحرالمیت) در سال ۱۱۱۵ میلادی از دشت عرابه گذشت.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز