لغت نامه دهخدا
صوفی ترخان. [ ت ُ] ( اِخ ) اسماعیل. رجوع به اسماعیل صوفی ترخان شود.
صوفی ترخان. [ ت ُ] ( اِخ ) اسماعیل. رجوع به اسماعیل صوفی ترخان شود.
اسماعیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۹۷۱ ه. ق محمد خان ازبک وقتی به اسفراین رسید، جنگ انداخت و جمعی کثیر از ملازمانش کشته گردیدند بنابراین، خائب و خاسر متوجه دیار خود گشت (روملو، ۱۳۵۷: ۵۴۱). در سال۹۷۲ ه. ق حکایت علی سلطان ازبک بهانه شد[معصوم بیک امیر دیوان صفوی ] روانه گشت و بدو فرمان رفت که لشکر به مدد فرستند اکثر امرا و سلاطین در خراسان بودند بدین تفضیل: سلطان ابراهیم میرزا که سرلشکر بود، ولی خلیفه شاملو حاکم قم، امیر خان موصلو حاکم همدان … و حیدر سلطان ترخان حاکم ساوه وجربادقان، و سلیمان سلطان ذوالقدر حاکم نیشابور، و مصطفی سلطان ورساق حاکم اسفراین، و صوفی ولی خلیفه روملو حاکم غوریان و فوشنج و سبزوار … بود و این سلاطین تابیست هزار کس بودند (قزوینی، ۱۹۹۹ م: ۱۴۱–۱۴۰).