لغت نامه دهخدا
سلطان یک اسبه. [ س ُ ن ِ ی َ / ی ِ اَ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سلطان فلک است که خورشید جهانگرد باشد. ( آنندراج ) ( برهان ).
سلطان یک اسبه. [ س ُ ن ِ ی َ / ی ِ اَ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سلطان فلک است که خورشید جهانگرد باشد. ( آنندراج ) ( برهان ).
سلطان فک است که خورشید جهانگرد باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضرب سکه توسط تیپو سلطان یکی از پیچیدهترین و جذابترین رویدادهایی است که در سده ۱۸ میلادی در هند اتفاق افتادهاست. او همانند حاکم پبشین، حیدرعلی، به ضرب سکههای پاگودا، موهر و روپیه با کلمات و عبارات فارسی ادامه داد اما در زمان او عبارات مندرج بر روی سکه کاملاً جدید شد. این عبارات و کلمات برای هر یک از سکهها به شرح جدول زیر است:
💡 خسرو دلخسته را بنده صورت نگر چونکه به معنی رسی، بنده و سلطان یکی ست
💡 یاری سلطان یک روزه ندارد قیمتی یاری آن یاری است کان سلطان جاویدان دهد
💡 یکی سلطان یکی یزدان یکی پیدا یکی پنهان یکی عکس و یکی اصل و یکی لفظ و یکی معنا
💡 حرم سلطان (به انگلیسی: Harem) یا حرمسرای سلطان یک مجموعه تلویزیونی ترکی با موضوع طنزاست. شبکهٔ AAA فامیلی این سریال را با دوبلهٔ فارسی پخش کرد.