رنگ بر اب ریخت

لغت نامه دهخدا

( رنگ بر آب ریخت••• ) رنگ بر آب ریختن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) منصوبه برانگیختن. ( آنندراج ). منصوبه تازه برانگیختن. ( غیاث اللغات ). رنگ بر آب زدن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). تدبیرتازه اندیشیدن. اندیشه و فکر جدید در کار آوردن. دام گستردن. و رجوع به رنگ بر آب زدن شود:
از نگه بیهوش دارو در شراب ناب ریخت
ساقی ما باز رنگ تازه ای بر آب ریخت.خالص ( ازآنندراج ).برای غارت هوشی که نیست در سر ما
کسی نماند که رنگی چو می بر آب نریخت.خالص ( ازآنندراج ).

جمله سازی با رنگ بر اب ریخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این گونه ماهی دارای بدنی تقریباً فشرده و دمی کوتاه است. بیشتر بدن این ماهی به رنگ سیاه با خال‌هایی سفید رنگ بر روی بدن آن دمی به رنگ سیاه و کرمی است. این ماهی خط‌هایی به رنگ نقره‌ای مایل به سفید دارد. حداکثر اندازه این ماهیی ۲۶ سانتی‌متر است.

💡 جوهر تعمیر پروازست سر تا پای شمع رنگ بر هم چیده‌ام از خشت بنیادم مپرس

💡 گرفتاری بقدر رنگ بر ما دام می‌چیند ندارد غیر نقش بال و پر طاووس صیادی

💡 این آمبولانس‌ها به دلیل ظاهر خارجی‌شان و برای تفکیک از MICU، که نوارهای نارنجی رنگ بر کناره‌ها دارند، "لاوان" نامیده می‌شوند (که در عبری به معنی "سفید" است).

💡 شکل ظاهری این ترکیب، پودر کریستالی سفید مایل به خاکستری است که این ترکیب گوگردی به عنوان رنگ بر یا سفیدکننده کاربرد دارد.

💡 غبار غم زبس داریم بر رو گرد برخیزد گهی کز بیم خویش رنگ بر رخسار ما گردد

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز