احاطه شده
فراگرفتهشده، محاصرهشده یا دربرگرفتهشده توسط چیزی. مثلاً وقتی میگویند چیزی «احاطه شده» است، یعنی از اطراف در برگرفته شده یا دور آن را چیزی گرفته است.
مترادفها
محصور، احاطه یافته
متضادها
رها، بیمحاصره
فراگرفتهشده، محاصرهشده یا دربرگرفتهشده توسط چیزی. مثلاً وقتی میگویند چیزی «احاطه شده» است، یعنی از اطراف در برگرفته شده یا دور آن را چیزی گرفته است.
محصور، احاطه یافته
رها، بیمحاصره