بزکیدن
آرایش کردن، آراستن و زیباتر جلوه دادن؛ گاهی به معنی آذین بستن یا خود را برای نمایش بهتر آماده کردن نیز بهکار میرود.
مترادفها
آرایش کردن، آراستن، زینت دادن
متضادها
بیبیآرایش کردن
جمله سازی با بزکیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دختر جوان تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با آرایش پررنگ و لباسهای فاخر، برای مهمانی شبانه به بهترین شکل بزکید و بدرخشد.
💡 برخی افراد ترجیح میدهند برای جلب توجه دیگران، بیش از حد از آرایههای ظاهری برای بزکیدن و پوشاندن عیوب خود استفاده کنند.
💡 او تمام روز را صرف بزکیدن و آماده شدن کرد تا بتواند در جلسه مهم مقابل هیئت مدیره با اعتماد به نفس کامل ظاهر شود.