إدارية

🌐 اداری

صورت مؤنثِ «اداری» است و می‌تواند به معنای «اداری / مدیریتی» یا «امور اداری» باشد؛ همچنین در برخی کاربردها به یک حوزه، واحد یا ویژگی مربوط به اداره و سازمان اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 مدیریت

📌 اداره

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اداری

جمله سازی با إدارية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أرسلتْ الشركةُ مذكرةً إدارية توضحُ فيها تغييراتِ الدوامِ ابتداءً من الشهرِ القادمِ.

این شرکت یک یادداشت اداری ارسال کرد که در آن تغییرات ساعات کاری از ماه آینده توضیح داده شده بود.

💡 تحتاج هذه المدينة إلى بنية إدارية أكثر كفاءة وتنظيماً.

این شهر به یک ساختار اداری کارآمدتر و سازمان‌یافته‌تر نیاز دارد.

💡 اتّخذتِ اللجنةُ إجراءاتٍ إدارية جديدةً لتسريعِ الموافقاتِ وتقليلِ الروتينِ الطويلِ.

این کمیته اقدامات اداری جدیدی را برای تسریع در اخذ مجوزها و کاهش بوروکراسی طولانی مدت اتخاذ کرده است.

💡 حصلتِ الموظفةُ على ترقيةٍ إدارية بعدَ سنواتٍ من العملِ الجادِّ والالتزامِ المهنيِّ.

این کارمند پس از سال‌ها کار سخت و تعهد حرفه‌ای، ارتقای مدیریتی دریافت کرد.

💡 صدقهم المسؤول بعد أن اعترف بأن التأخير كان بسبب مشكلة إدارية مفاجئة.

آن مقام رسمی پس از اعتراف به اینکه تأخیر به دلیل یک مشکل اداری ناگهانی بوده، حرف آنها را باور کرد.

💡 ‬وفوضى إدارية وقلة تجربة‬ ‫واضحة في استقبال عشرات اآلالف من طالبي‬ ‫اللجوء‪

هرج و مرج اداری و فقدان آشکار تجربه در پذیرش ده‌ها هزار پناهجو.

💡 احتفظت الشركة بالبيانات لاغراض إدارية وتنظيمية بحتة.

این شرکت داده‌ها را صرفاً برای اهداف اداری و سازمانی نگهداری می‌کرد.

کلمات مرتبط