اداره

🌐 اداره

در فارسی به معنی «مدیریت، سازمان، دفتر یا نهاد اداری» است. این کلمه می‌تواند به خودِ عملِ اداره کردن اشاره کند یا به محل و سازمانی که امور رسمی و اداری در آن انجام می‌شود، مثل اداره‌ی آموزش و پرورش.

جمله سازی با اداره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 القدرة على اداره وتحليل الكثير من المعلومات في وقت واحد

توانایی مدیریت و تجزیه و تحلیل حجم زیادی از اطلاعات به طور همزمان

💡 قدم المواطن شكواه إلى اداره البلدية بعد تأخر معالجة مشكلة الصرف الصحي في الحي.

این شهروند پس از تأخیر در رسیدگی به مشکل فاضلاب محله، شکایت خود را به شهرداری ارائه کرد.

💡 زرت اداره الجوازات صباحًا لتجديد الوثائق وإنهاء المعاملة قبل نهاية الأسبوع.

صبح به اداره گذرنامه رفتم تا مدارکم را تمدید کنم و کار را قبل از پایان هفته تمام کنم.

💡 اثنان, تحتاج الى اداره مصروفاتك وتتبع ايصالاتك أفضل بقليل من هذا

دوم، شما باید هزینه‌هایتان را مدیریت کنید و رسیدهایتان را کمی بهتر از این پیگیری کنید.

💡 تحديد الأدوار يساعد أيضا على ضمان اداره الوقت وميزانية المشروع بكفاءة.

تعریف نقش‌ها همچنین به تضمین مدیریت کارآمد زمان و بودجه پروژه کمک می‌کند.

💡 تعمل اداره الجامعة على تحسين الخدمات الإلكترونية لتسهيل تسجيل الطلاب ومتابعة الطلبات.

مدیریت دانشگاه در تلاش است تا خدمات الکترونیکی را برای تسهیل ثبت نام دانشجویان و پیگیری درخواست‌ها بهبود بخشد.

کلمات مرتبط